قاصد روزان ابری داروگ کی میرسد باران

خشک آمد کشتگاه من
در جوار کشت همسایه.
گرچه می‌گویند: می‌گریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران.
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می‌رسد باران؟

بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومه‌ی تاریک من که ذره‌ای با آن نشاطی نیست
و جدار دنده‌های نی به دیوار اطاقم دارد از خشکیش می‌ترکد
چون دل یاران که در هجران یاران
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می‌رسد باران؟


این وبلاگ همچنان متعلق به گروه تئاتر تجربی داروگ است و هرگونه سو استفاده از مطالب این وبلاگ واقعا نامردیه خدائیش!!!
  • خانه
  • پست الکترونیک
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • مرداد ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • مهر ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آرشيو
نویسندگان
  • lemony
  • niloofar
  • pirouz
  • baran
  • Darab
  • paco
پیوندها
  • مریم پالیزبان
  • پاکو
  • عقاید یک آدم خیلی معمولی
  • رمز بازیگر
BLOGFA.COM