شیرم دهنت!!!

                                                            یا مسکن


ساعتم, اون ساعت محبوبم ,اون که یه جورایی زمانم بهشه, اون که به وقت خودمه ,همون, چن روزه نگاش نمیکنم .ینی راستشو بخاید یه یک ماهی میشه که اگه دستمم کردم فقط واسه حس قشنگه بودنش بوده نمیدونم چرا یه ذره برام ترسناکه این یاداوریش این مسئولانۀ بودنش این که همش زورکی به منی که زور میزنم یادم بره زور واقعی رو نشون میده شاید خودش هم بترسه ولی ناگزیر بودنش همین اسارت دوار ساختگی .نمیدونم چرا نمیدونم ,چرا نمیفهمم ریشه ترسمو . رفیق میگفت دیگه از این سال زندگی به بعد یه جور دیگس .آره رفیق اما جورش ناجوره عوضی.دق داره اصن.ترجیحم به با اون تنها بودنه با همون ناجوریه همون عوضیه یه طوری میخوام باش نتیجمو معلوم کنم ببینم چنچندم, منتها همون ساعته هی انگار میگه دقیقه نوده پنارتی هم نداره . بازیش اصلا به نظر دوستانه نمیاد با این همه کارت زرد و قرمزی که داده میشه ..... نمیدونم.... چی بگم....


حالا کلا از تف دادن کسشعرای اینجوری بگزریم ( عین نماز میمونه کسشعر باید گزاردش) داداش حبیب هنوزم راس میشه؟

سال 90 بی خاطره هم گذشت (محکومه این نسل به بی خاطرگی اصن) حسه عیدم ندارم که تبریک بگم 

همین دیگه زندم .

                      هنوز.

یه قصه!!!

«یا مسهل»


یارو در زد , صدا گفت کیه ,گفت منم,گفت برو برو هر وخ من نبودی بیا 

بعد چن وخ باز رف در زد صدا گف کیه ,گف توه , گفت حالا که دیگه من شدی دنبال چی هستی برو دیگه من باهاتم.من باهاتم....

 

 

                                                                           «یا ملیّن»

 

از «چه ساده» هم ساده تر میخواستم ,ساده , با هم باشیم.تف به این روزا و درک خرد جمعیش که ,ساده, به سادگی نمی فهمتت نمیخواد اصلا انگار.مقربتر میشه غربت این مای قریبه ماضی همیشه نامضارع .مای باهم کجا و مای از هم.

ساده, مارو چه به این من و تو اون,یه ما بود و عشق و حال.کل حالش یه دورهمی خندیدن, یه دورهمی,ساده, خوش بودن.

مامون کجا و این ناما...

مای ما و مای شما و مای اونا داره حالمو به هم میزنه که اگه بترکم گه شهر رو بر میداره که اگه بترکید.

اووقت یه مای تنهاست و یه دریا اشک و یه صحرا پشیمونی برای ما و شما که شاشیدم به فکّ این تفکیک گریش که ما هست و زورکی میخواد نباشه.

ساده,مهم نیست ؛ ساده خونده بشه , ساده خونده نشه حتی ساده, ساده خونده بشه یا نشه مهم نیست.

مهم من کسری از ما که میخواست مکدراتشو از بقیه کسورات اعلام بکونه هم نبود

قرض ایجاد مزاحمت بود که بحمدالله میسر رفت.

                                                                                                          « ومن الله توفیق»

از + g

  



من نمیگم احمقی, فقط  یه ذره موقع فک کردن بد شانسی.

چهره موتواضع هفته

حالا وخ شد آرشیو رو نگا کنین ببینین من چقد موتواضعم گناه تمام خزبلاتی که نوشته شد و حالا بی صاب مونده رو به گردن گرفتم .امضام پاشه ها.چه فایده که قدرمو نمیدونید.

بلع



دلیل یه سری از بردنامونم اینه که طرفمون باختو زودتر قبول کرده. میخوام بگم این قیافه های عن یه سری برنده ها حالمو بدتر میکنه, دهنیا


و من چه کور بودم...



تمامش تکرار داشت

اما چشمهایش , چشمهایش....

اینم سفید پر رنگ

آدمای بازی که پیرتر میشن 

موهاشون که سفید میشه

بغلاشون که برات کمتر میشه

درداشون غصه هاشون مرگشون که بیشتر میشه

تویی هم هست که داره همراه همه این شدنا میشه

بی رحم تر , تنهاتر ,محتاط تر , ترسوتر , دلتنگ تر 


اما هنوز با گریشون گریم میگیره 


شهرام شیدایی

آن‌وقت‌ها تله‌ويزيون نبود
مردِ هشتاد‌ساله اولين‌بار كه دريا را ديده بود
آن‌قدر خنديده بود
آن‌قدر خنديده بود ـــــــــــــــــــــــــــــــــ