ژاک پرهور , ترجمهی شاملو
مادر میبافه
پسر میجنگه
به نظرِ مادره این وضع خیلی طبیعیه.
- پدره چی؟ اون چیکار میکنه؟
- پدره کار میکنه :
زنش میبافه
پسرش میجنگه
خودش کار میکنه
به نظر ِ پدره این وضع خیلی طبیعیه.
- خب پسره چی؟
پسره اوضاعو چهجور میبینه؟
- پسره هیچچی، هیچچی که هیچچی:
پسره، ننهش میبافه باباش کار میکنه خودش میجنگه
جنگ که تموم شد
تنگِ دلِ باباهه میچسبه به کار.
جنگ ادامه پیدا میکنه و مادرهام ادامه میده: میبافه
پدرهام ادامه میده: کار میکنه
پسره کشته شده، دیگه ادامه نمیده.
پدره و مادره میرن گورستون
به نظرِ پدره و مادره این وضع خیلی طبیعیه
زندگی ادامه داره.
زندگی با بافتنی جنگ کار
با کار جنگ بافتنی جنگ
با کار کار کار
زندگی
با گورستون.
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:26 توسط lemony
|
خشک آمد کشتگاه من