+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 23:42 توسط lemony
|
خشک آمد کشتگاه من در جوار کشت همسایه. گرچه میگویند: میگریند روی ساحل نزدیک سوگواران در میان سوگواران. قاصد روزان ابری، داروگ! کی میرسد باران؟
بر بساطی که بساطی نیست در درون کومهی تاریک من که ذرهای با آن نشاطی نیست و جدار دندههای نی به دیوار اطاقم دارد از خشکیش میترکد چون دل یاران که در هجران یاران قاصد روزان ابری، داروگ! کی میرسد باران؟
این وبلاگ همچنان متعلق به گروه تئاتر تجربی داروگ است و هرگونه سو استفاده از مطالب این وبلاگ واقعا نامردیه خدائیش!!!